وقتی داداشی سرباز میشود

لباس ها را که تحویل میگیرد همه یک دور لباس مقدس سربازی را امتحان میکنیم حتی من ومامان جان...بدم نیامد شبیه سربازان بلاد خارجه شده بودیم

شام قبل از سربازی حکم شام شب عید را دارد به همین جهت مادر جان تمام ته دیگ ها ودیگر مخلفات  را نثار برادرکرده ومسلما سهم من وبابا نگاهی بیش نبود...

مامان جان اصلا گریه نمیکند ،روحیه اش مرا کشته ،بسی انسان محکمی ست  میخاسته آتش نشان شود اما نشد که بشه

بابا  جان اما ناراحت است، اصولا مواقع ناراحتی با بر وبچ میرود فوتبال ... ماشالا رونالدوی ست برای خودش اما نمیدانم چرا پیراهن مسی را خریده !

من اما دچار بحران هویت شدم...بگریم؟...نگریم؟...چرا بگریم؟...چرا نگریم.؟

از سه روز پیش برادرجان با پوتین هایش درگیر است تااااا ساعت 5صب که آماده رفتن شده

واین را بدانید که کلا جز واژه ی سرباز ومشتقات آن چیزه دیگری در خانه به گوش نمیرسد

واین را هم بدانید که اینجانب در این مدت کلا انسانی فراموش شده بودم وبه طور اسف باری آذوقه و غلا تم تمام شده بود  طوری که برای امتحان ارشدات با خودم قند بردم ینی یک دانه شکلات برای دوا در خانه ی ما پیدا نشد...

وقتی میخاست برود از بابا خواهش کرد همراهش نرود!؟یاد کلاس اول خودم افتادم از مامان خواهش کردم همراهم نیاید!؟کلا ما موجوداتی  زیادی مستقلی هستیم

برادرجان اما امروز زنگ زد....میگف شام ها خورشت وحشت داریم!!!!!

ان وقت ها که به مسابقات میرفت بدون استثنا از تخت سقوط میکرد...ایندفعه اما نه...

مردی شده برای خودش

چقدر دلم برای کل کل هایمان تنگ شده، برای سوال های مسخره من و  جواب های مسخره تر تو

40حدیث

اگه میخاید در وجودتون زلزله ای اتفاق بیافته ومتحول بشید

اگه سال هاست که میخاید عملی رو ترک کنید ولی نمی تونید

اگه دنبال داشتن تقوا با فیتیله بالا هستید

 اگه دنبال علاج  قلب وعقل وفکرتون هستید

اگه میخاید حال شیطون بگیرید و روشو کم کنید

اگه دنبال ترمز گیر گناه هستید

سفره ای را پهن کرده ایم  وخوراکی در سفره  قرار دادیم

تشریف بیارید کلاس چهل حدیث امام خمینی ره...

یکشنبه ازساعت 9 تا 11:30

منتظر قدم های شما "خانوووم های" محترم هستم

تا پنج شنبه وقت دارید بهم اطلاع بدید البت2 جلسه ش طی شده

 

الهی...

 مران کسی را که خود خواندی...

  ظاهر مکن جرمی را که پوشاندی...

   کریما!میان ما و تو داور توی

   آن کن که سزاوار آنی نه آنچنان که سزاوار ماست...

 

نون میم الف ز

بسم الله...

رفقا لطفا به نکات کنکوری زیر توجه کنیم...باتشکر...

 *اگه به اندازه یه نخود‌ ایمان وارد وجودت بشه تو امتحان میشی..فک نکن همینطوری ولت میکنن

*تازه این ایمان اینقد باید محکم باشه تو بدنت که موقع کنده شدن جون از بدنت جدا نشه!!(یک هفته هست که اندر کف این نیم خطم)

*از اخلاق وعمل صالح هم به سادگی دقت کنید به سادگی نمیشه به درجه ی ایمان پی ببریم

*خب چکارکنیم حالا؟.....نمازاول وقت بله راه حل نمازه (کلیدی ترین رفتار ایمان بخش)

*اصن چرا نماز؟ یه عملی که به شدت تکراری وبدون جذابیت..تعارف که نداریم. داریم؟ چرا خدا خواست نماز تازگی نداشته باشه واسه ما؟ اگه لذت نداره تو نماز ؟ پس چی داره؟

*آهان... توبایدبگردی تو نماز ایمان تو پیداکنی...بگرد ببین تو اون نماز خدارو هم میبینی؟

*میدونی چرا تو نماز هی میگیم الله اکبر؟ ینی کوچولو تو هنوز جوجه ای...بزرگ یکی دیگه س...بزرگ شدن آدما در کوچک شدنه شونه

"از اینجاش چکیده ای از قلم فرسایی دوست مه که متن کاملش اون پایینه..."

و اما چکیده مطالب...

* حالت بده؟ اعصاب نداری؟ خسته ای؟ نا امیدی؟ آخه مگه بد نماز خوندی؟

*ببین هر جا تو زندگیت نقص دیدی(مادی و معنوی) به جای اینکه بپرسی خدایا مگه من چی کار کردم که اینهمه بدبختی میاد سراغم؟؟ بپرس خدایا مگه من بد نماز میخونم که اینهمه بدبختی میاد سراغم؟ بشین یه دو دو تا چهار تا بکن بیبین خوندن نمازت درست و حسابیه؟

*حالا باز تا اذان دادن ادامه بده کاراتو..به کی ضرر میزنی؟ به خدا؟انقده سوگلی داره خدا که نیازی به نماز تو نداره باز بگو با خودت که این خشکه مقدس بازیا چیه؟

*سجده میخای بری خودتو پرت نکن...پشتک که نمیخای بزنی...

*شما میخواید میوه بشورید جلو مهمون چه جوری میشورید؟ با ادب میشوری...سر حوصله...میوه رو پرت نمیکنی تو سبد! طرف داره وضو میگیره...همچین شالاپ شلوپ..چه خبرته؟ از دو متریش رد میشی آبیاری میشی! خدا بهت زور گفته؟ چته آخه؟

*مومن مصلا داره برای خودش...جایی که مومن نماز میخونه شرف پیدا میکنه... میخوای نماز بخونی سجاده داری؟ یا یه مهر میذاری وسط هال و د برو که رفتی؟

*وایسادی به نماز تکون نخور دیگه...یه کم این شونه ها رو بده پایین...آها حالا ماه شدی...چشمات چی؟ فقط یه جا رو نگاه کن...اونم نه روبروت...سرتو بنداز پایین...مظلوم نمایی کن واسه خدا...

*السلام علیکم و رحمه الله و برکاته...میبنده سجاده رو و د فرار...إ إ إ إ....رفت!!!!! کجا رفتی؟؟ پیش کی رفتی؟ دنبال کدوم کار مونده ای رفتی؟؟ مگه غیر اینه که همه چی دست خودمه؟؟

 *ناراحتی؟ یه جا خواستم خدایی کنم برای تو و بندگی تو رو ببینم؟ اینقدر با عجله!؟ اینقدر بی حوصله !

*حالا نری کلا نماز رو بذاری کنار بیافته گردن ما...با خودت بگی ولش کن من اصلا روم نمیشه دیگه نماز بخونم..این نمازی که من میخونم اصلا بهتره نخونم..چرا کرکره رو میدی پایین؟ چرا تعطیل میکنی؟ آقا جان خودش گفته : باز آ باز آ...هر آنچه هستی باز آ...

برای ادای حق مطلب  متن کامل و بخونید.... ضرر نمیکنیدها...از ما گفتن بود...

بفرماییدمقدمه........قسمت اول.......قسمت دوم.......قسمت سوم.....قسمت چهارم

آقا اجازه؟!

 
آقا اجازه!؟ این دو سه خط را خودت بخوان!

قبل از هجوم سرزنش و حرف دیگران
آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان
دیگر نمی دهد به دلم روی خوش نشان!

قصدم گلایه نیست، اجازه! نه به خدا!
اصلا به این نوشته بگویید «داستان»

من خسته ام از آتش و از خاک، از زمین
از احتمال فاجعه، از آخرالزمان


 
+جامانده های قافله ی اربعین تو
آقا دوای درد دل خود کجا کنند؟
 
                                     +باشد حسین، کرب و بلا مال خوب ها
                                      بدها بگو که عقده ی دل با چه وا کنند؟
 
 
 
****************************************************
 
با وجود این همه اتفاق تو این چن روز... به هیچ وجه من الوجوه نوشتنم نمیاد!!...
 

برزخ کلمات


کسی که پرواز را میفهمد...

                               دنبال سبک کردن خویش است...

                                                                        حتی اگر شده...

                                                                                               سَر...

 


برگرفته از  برزخ کلمات

الهی نامه

 الان که حرفاشو مرور میکنم میبینم چقد این جمله ش زبان حال منه....

یه روز آره ام...یه روز نه...

یه روز میخوامت ...یه روز...نه که نخوامت ها... یه جوری شلوغ پلوغ میشه...معلوم نمیشه چی به چیه!!

بعد که خلوت میشم  یوهو میبینم...عه؟! ای دل غافل

من هنوز نمازمم درست نکردم چه برسه به بقیه کارا...

کی این موش وگربه بازیای نفسانی تموم میشه...کی میشه که من بشم اونی که باید بشم...

خدایا نذار این دل ومغز  و جوارح آکبند بمونه...بیا خودت منو از آک بودن در بیار...

منم یه لباس سفید میپوشم  دورت میگردم...

کسی بیرون قاب

این روزها همه طبق ماهیت شان رفتارمیکنند..مردها مثل هم..زن ها هم مثل هم باهویتی تعریف شده..

خط کشی شده

"بالاخره مرد دیگه یه وقتم از کوره در میره"...."زن دیگه دلش نازکه خون میبینه غش میکنه"...

توجیه ها از فرط تکرار منطق شده...

دراین قحطی که زن خودش را میپرستد .زن بودنش را میپرستد

.زینب چه گم شده ی غریبی است...

همه عزیزانش راسربریدند..تکه تکه کردند..کودکان را تازیانه زدند وخودش را...طبق خط کشی ها الان زن بایدغش کنه... باید تاحد مرگ بی تابی کنه..باید از فرط غم بی کلام بشه...

اما او ایستاده...راست... در درباریزید..جایی که نفس مردها می برد وآهسته وبریده نه!بلکه باشجاعت فریادمیزند

والله هرحقه ای میخاهی بزن.سعیت رابکن اما یقین داشته باش که نام مارامحونمیکنی..انکه محو ونابود میشود توهستی...

علامت سوال؟

مااسیریم!؟ یا زینب؟!

برای موازی بودن راهی نیس!

وقتی تصمیمش راگرفت..میخاست موازی بماند گفت طوری میرویم که به هم نرسیم...

همان دورها مانده بود یه قدم پیش یه قدم پس... بینابین راه! حالاپسرعلی درکاروانی در چن قدمی او ...

آقایم حسین میخواهد تورا ببیند زهیر!

پسرپیغمبرتوراصداکرده..توتردیدمیکنی؟

ینی نمیشود موازی بمانم؟

بیابان سردبود..مردنمی لرزید..آقا رادیدم..اسبم کجاست؟شمشیرم راندیدی؟خیمه ام راببریدپشت تپه همه آزادید

گفتندسرت در راه ما بریده خواهدشد! زن در شگفتی نماند..میفهمید معنی عشق را...

من مانده بودم واین نتیجه ی تلخ که...

درعاشورا یا منطبق هستی(الارواح التی حلت بفانئک)....

یا متقاطع(وشایعت وبایعت وتابعت علی قتله)....

انتخاب چه سخت میشود وقتی تورا به خیمه صدانکرده اند...

وقتی قرار باشد باعقلت عشق را انتخاب کنی...(فاطمه شهیدی:خداخانه دارد)

ع ر ف ه...

آنکه تو را نیافت چه یافته...وآنکه تو را یافت چه نیافته...

میدونم  تو مربی منی...ربَ منی

واسه  آسایشه من به یه نوع نعمت  راضی نشدی...

یعقوب..یوسف..ابراهیم..اسماعیل..یونس..زکریا..موسی...بنی اسرائیل..فرعون...واسه عبرتم بس نبود؟

انت...انت...انعمت...احسنت..اجملت...افضلت..رزقت..هدیت..سترت...غفرت.........

انا...انا...غفلت..وعدت اخلفت..اَسَأتَ..نکثت..معترف بذنوبی..........

حتی حرکت مژه هام بر تو پوشیده نیس...

 اگه عذابم کنی این از عدالت توست واگه ببخشیم از کرامت توست...

خدایا کسی که خوبی هایشم بد هست پس چگونه بدی هاش بد نباشه؟؟؟!!!

              ع ر ف ه....

                    فرازهایی از دعای عرفه....

                                لطفا در حق همه دعاکنیم...